پرستـــــــــــــوی بی آشیــــانه
امروز
خداوندا!خداوندا!!!!!!!
با چه احساس بگویم. با چه آهی بنویسم.چرا آخه چرا ؟؟؟؟
خداوندا نامردمی ها زیاد گشته زدلها!؟؟!!
چرا هر کسی بازی می کند با دل ها؟؟خداوندا مگر رمز زندگی چیست؟؟؟
مگر رمز زندگی چیست که نمی توان آن را یافت.
به فکر عشقی نو با شیم یا به فکر درمان شکستگی؟؟؟؟!!!!!!!!
خداوندا می نویسم می نویسم برایت. ازنامردمی های
دنیایت.
کفرنیست. گناه نیست. ولی با قاضی که تویی حکم کن؟
چرا دلها شکسته؟چرا اعتماد دگر مثل اول ها نیست؟
چرا عشق بازیچه ی دست ما گشته ؟همه ی ما متهم ولی شاکی اصلی نیست!
می خواهم فریاد بکشم!می خواهم آهی جهان سوز بکشم!
که خداوندا خداوندا تو برای
عشق
معنایی زیبا پیدا کن!!!!
![]()
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد![]()
در تمام لحظه هایم هیچ کس
گریه ی پنهانیم را حس نکرد![]()
آنکه سامان غزلهایم از اوست
رفت و بی سروسامانیم را حس نکرد![]()

کاشکی خبر نداشتی
دیوونه ی نگاتم
یه مشت خاک ناچیز
افتاده به زیره پاتم
کاشکی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
کاشکی بهت نگفتم
تا وقت جووون دادن
باهاتم![]()

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی
ولی با خفت خواری پی شبنم نمی گردم



خدایا دوستش دارم خدایا دستم به دامانت
مگیر او را دگر از من که می گیرم گریبانت

در گذر گاه زمان خیمه شب بازی و زهر
با هم تلخی وشیرینی خود می گذرند
عشق ها می میرند،رنگها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ
دست نا خورده به جا می مانند.

تو که نیستی ببینی گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو چه عجیه گریه کردن
تو که نیستی تا ببینی دل آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت من و این آوای خسته

گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دنیا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
باید برم .......
باید برم باید برم که دارم اینجا می سوزم 
هیچ نگم حرف نزنم لبم رو هم بدوزم
خسته شدم از این سکوت از این دیار پرفریب
همه ی ماها شدیم یه انسان پاک وغریب
باید بر باید برم از شهر بی عشق ووفا
هیچ نکنم راه نروم برای تو برای بقا
خسته شدم از هرچی دلداده گی
شدیم مثله یه گرگ بی زندگی
یابد برم اما تنها 
بزار برم به جونه ستاره 
نکن تمنا











































اونی که می خواستم....
اونی که می خواستم گذاشت و رفتش
نه منو نه دلمو با خود نبردش
اونی که می خواستم دلش از سنگ نود
ولی از بی وفایی ها دلش ژر از غصه بود
اونی که می خواستم بی وفاییاش زیاد بود
برای من و دلم مجسمه ای بیش نبود
اونی که می خواستم دلم براش تنگ نمی شه
براش می میرم و دلم از سنگ نمی شه




دوباره سلام ........سلامی که همیشه و همیشه سرشار از دوستی محبت . سلامی که هر حروفش و حر حرکتـش معنایی داره.قصدم از این آپ این بود که من همیشه شعر های وبلاگم رو از جایی کوپی می کردم . ولی الان می خوام که از نوشته هایه خودم بزارم دوست دارم... واقعا دوست دارم نظراتتون رو درباره ی شعرام با تمام صدق وبدون رودرواسی به من بگید .
قربان همیشگی شما
پرستو

ببوسم...!!!
بزار روی قشنگت رو ببوسم
اون دستای مهربونت رو ببوسم
قشنگه التماس کردن ه خاطر تو
بزار چشای قشنگت رو ببوسم
می بوسم.......
می بوسم بوسه ای از دوست داشتن
می بوسم تا نگی ندونستی
می خوام طرز نگاهت هم ببوسم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
|

آسمون بی ستاره
خدایا تو صدام رو می شنوی
صدای شکستن قلبم رو می شنوی
بهت می گم خدایا من بگم یا تو بگو
صدات نمی یاد ولی من می گم به جای تو
بهش می گم دوسش دارم
تو دنیا فقط اون رو دارم
تو آسمون بی ستاره
اون تو قلبم و تو روح من
بهش می گم که منو دوستم نداره
قلبش دیگه برام جایی نداره
بهش می گم که تموم شده
تمام ستاره های آسمون
اونا رو من چیدم تو فقط








پیشم بمون
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by 2007zaman.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM

